گل دختر 

 

 
 
 
نگاه زیبا،تقکر زیبا را می پرورد و تفکر زیبا زندگی زیبا را به دنبال دارد..


 
  نوشته شده توسط گل دختر در چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰

 




 
 
64
 
استاد گرانقدر رحیم پور ازغدی می گفت:

هیچ جا مثل ایران نیست

که اکثر مردمش عقده دکتر و مهندس و ایت الله شدن داشته باشند

فقط عقده دارند همین

خب این همه دکتر و ایت الله شدیم

که چه ؟

وقتی همین الانش دکتر ها و... عرضه مدیریت مشکل های جامعه مون رو نداریم

وحتی تو زندگی شخصیمون شیعه انگلیسی هستیم....



 
  نوشته شده توسط گل دختر در سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳

 




 
 
63
 
قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی،
ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی،
خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی ...



هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم
تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم
این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟


قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم،
از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم



بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود
باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند.



قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن،
طبقه روی طبقه برویم بالا



قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد
بی شک این همه کامپیوتر و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده ...

 
تا به حال بیل زده‌اید؟
باغچه هرس کرده‌اید؟
آلبالو و انار چیده‌اید؟
کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟
آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست.


این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،
برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان،
برای خیره شدن به جاریِ آب شاید،
اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.


قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند.
آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً،
که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم
و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.


من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان،
بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه ‌زنده بودن مان.
 


قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، 
این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.



قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم.



قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم.


قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی
یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.



قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن
و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم ...



چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای
که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده !



آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا ...


 
  نوشته شده توسط گل دختر در سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳

 




 
 
62
 
سر تا پایم را خلاصه کنند

می شوم "مشتی خاک"

که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه

یا "سنگی" در دامان یک کوه

یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس

شاید "خاکی" از گلدان‌

یا حتی "غباری" بر پنجره

 

اما مرا از این میان برگزیدند :

برای" نهایت"

برای" شرافت"

برای" انسانیت"

و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :

" نفس کشیدن "

" دیدن "

" شنیدن "

" فهمیدن "

و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید

من منتخب گشته ام :

برای" قرب "

برای" رجعت "

برای" سعادت "

من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:

به" انتخاب "

به" تغییر "

به" شوریدن "

به" محبت "

 

وای بر من اگر قدر ندانم…



 
  نوشته شده توسط گل دختر در یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳

 




 
 
61
 
هیچ چیز زیباتر از تموم شدن یه کابوس همیشگی نیست

تموم شدن یه غصه بزرگ طولانی

خدای قادر

شکر



 
  نوشته شده توسط گل دختر در جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳

 




 
 
روزهای عسلی من7
 
نمیدانم مگر بهشت چیز دیگری هم میتواند باشد؟

یعنی حسی زیباتر از این هم هست که بشود اسمش را گذاشت بهشت ؟

جایی که تمام عشقت معنی میشود برای یک نفر

نفست بند نفسش میشود

و او ارام و باوقار در کنارت، عشقت ،احساست و نیازت را تکیه گاه باشد مامن باشد

وظایف پدر در دوران بارداری

 



 
  نوشته شده توسط گل دختر در پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳

 




 
 
روزهای عسلی من6
 
عزیز دلم

کوچولوی دوست داشتنیم

واقعا که مادر بودن قداست دارد احترام دارد

وقتی به این فکر میکنم که از سالها پیش بودنت و چگونه بودنت برایم مهم بوده است

که از سالها پیش نگرانی های مادرانه ام برایت شروع شده است

 و حالا که نفس کشیدنت را ضربان قلب کوچکت را در درون خود احساس میکنم

تمام دغدغه هایم برایت اوج گرفته است

که خدایا کودکم سالم باشد

صالح باشد

و...

و این میشود که لحظه به لحظه با خود این نگرانی ها را تکرار میکنم

تلاش میکنم

اری تو خود روزی مادر میشوی

مقدس میشوی و میفهمی

چرا مادر یک مقام است

بهار نو شکفته ام

با حضور تو من مادر شد ام

بی شک تو از زیباترین هدیه های خدا هستی که برایم فرستاده است

هدیه ای که حالا شدیدا به او وابسته شده ام

و از حالا مونسم شده

خدایا شکر

 



 
  نوشته شده توسط گل دختر در پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳

 




 
 
روزهای عسلی من5
 
دختر کوچولوی عزیز من

این روزها با این که خیلی شیرینه

اما هرروز لحظه شماری میکنم برای بغل گرفتنت و بوسیدنت

فاطمه ی عزیزمن

دوستت دارم

 



 
  نوشته شده توسط گل دختر در دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳

 




 
 
60
 
هر انسانی عطری خاص دارد

گاهی

برخی

عجیب بوی خدا می دهند...



 
  نوشته شده توسط گل دختر در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳

 




 
 
59
 

ساده كه ميشوي
همه چيز خوب ميشود
خودت
غمت
مشكلت
غصه ات
هواي شهرت
آدمهاي اطرافت
حتي دشمنت

ساده كه مي‌شوي
حجم نداري، جايي نمي‌گيري
زود به‌ياد ميايي و دير از خاطر ميروي



 
  نوشته شده توسط گل دختر در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳

 




 
 
روزهای عسلی من 4
 
دارم با نی نی و بابای نی نی میریم پابوس امام رئوف

امام مهربونی ها

میریم تا نائب زیاره همه شما باشیم

و عرفه تو این بهشت بی بدیل ارزو هاتونو بطلبیم

التماس دعا

خدانگهدار...



 
  نوشته شده توسط گل دختر در پنجشنبه دهم مهر ۱۳۹۳

 




 
 
روزهای عسلی من 3
 
سلام خدای مهربونم

گاهی وقتا سر تو هی با خودم درگیرم

که اگه تو رو نداشتم چی می شد تقدیرم

اگه تو دلم نبودی قلب من خالی بود

زندگی بدون تو یه حس پوشالی بود

وقتی تو روزای سخت گریه امونم نمیداد

دست کی رو شونه هام بود که غمام برند به باد

وقتی که زمین میخوردم توی این دنیای سرد

دستمو نمیگرفتی کی بلندم میکرد ؟

خدایا شکر خدایا شکر

که به داد من رسیدی

خدایا شکر خدایا شکر

که هنوز برام امیدی

واسه چشمایی که از سخاوت تو روشنه

برا قلبی که هنوز به خاظر تو میزنه

برا دستای قنوتی که به درگاه توهه

واسه پاهایی که به فکر رفتن راهه توهه

برای تک تک لحظه های خوب زندگیم

واسه داشتنت میون لحظه های بندگیم

واسه بودنت همیشه هر کجا کنار من

 واسه آرامش این دل دله بی قرار من

خدایا شکر خدایا شکر که کنارمی همیشه

خدایا شکر خدایا شکر به فکرمی همیشه

 

پ ن :

 

با تشکر از غلامرضا صنعتگر واسه آهنگ قشنگش



 
  نوشته شده توسط گل دختر در پنجشنبه دهم مهر ۱۳۹۳

 




 
 
 



 
  نوشته شده توسط گل دختر در چهارشنبه دوم مهر ۱۳۹۳

 




 
 
روزهای عسلی من2
 
دیروز شیرین ترین و هیجانی ترین صدا رو تو زندگیمون شنیدیم

صدای قلب کوچولوی عزیزمون

انگار اون لحظه خدا سنگ تموم گداشته بود واسمون

یه حس خوبه به یاد موندنی

خدایا شکرت



 
  نوشته شده توسط گل دختر در سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۳

 




 
 
روزهای عسلی من
 



 
  نوشته شده توسط گل دختر در شنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۳

 




 
 
هعی روزگار
 
گاهی میفهمی

کسی که برایت عزیز است و محترم

بی انصافی میکند ، بی ادبی

و تو چقدر افسوس میخوری

 



 
  نوشته شده توسط گل دختر در دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۳

 




 
 
مهدیه :
 

בخـتــَــر ڪـﮧ بــآشے میـבونـــے اَوّلــــیـטּ عِشــق زنـבگیـتــ پـــِבرتـــﮧ

בخـتــَــر ڪـﮧ بــآشے میـבونـــے مُحکــَم تــَریـטּ پَنــآهگــاه בنیــآ آغــوشِـ گــَرمـِ پـــِבرتـــﮧ

בخـتــَــر ڪـﮧ بــآشے میـבونــے مــَرבانـــﮧ تـَریـטּ בستـــــے ڪـﮧ مـیتونے تـ ـو בستـِـت بگیـــریو בیگـﮧ اَز هـــیچے نَتــَرسے בســــتاے گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِבرتـــﮧ

בخـتــَــر ڪـﮧ بــآشے میـבونــے هـَـــمـﮧ ے בنیــا پـבرتــﮧ

בخـتــَــر ڪـﮧ بــآشے میـבونــے هَر ڪُـجاے בنیـا هَمـ بـــآشے چــﮧ بـاشـﮧ چـــﮧ

نَبــاشـﮧ قَویتــریـטּ فِرشتــــﮧ ے نِگهبـــاטּ پـــِבرتـــﮧ

 

پی نوشت : و زن  که باشی همه ی اینها میشه همسرت ، همدمت



 
  نوشته شده توسط گل دختر در یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۳

 




 
 
58
 
سلام بر تو

ماه رمضان

ماه مهمانی رب الکریم

ماه سفره های مغفرت

آمدی؟ زیبا آمدی و خوش

چقدر دلتنگت بودم

منتظر تا باز

آوای دلنشین دعای سحرت

روشنی بخش تاریکی شب هایم گردد

و هر افظار نغمه زیبای ربنایت در گوش جاند

جانم ظنین انداز شود

چقدر چشم به راهت بودم

چقدر ثانیه ها را به دقت شمردم

تا حلول دل انگیزت را به نظاره بنشینم

و بخوانم دعای حلولت راو هر شب سجاده ستایشت را با دعای افتتاح بگشایم

ای ریبا ترین بهانه ام برای خود سازی

می خواهم بسازم خانه دلم را

می خواهم هم نه تنها قدرت را

تمام لحظاتت را قدر بدانم

هر سحرگاه بیدارم کن

تا همنشینت شوم

و ذره ذره وجودم رابه معراجت پرواز دهم

ای ماه نزول قرآن

صحف ابراهیم ، انجیل عیسی ، تورات موسی ، و زبور داوود

می خواهم با تو هم صحبت آیات نور باشم

ای ماه باران رحمت

می خواهم نه گفتن به حرامت را تمرین کنم

می خواهم در این روزهای گرم با نسیمت کمی خنک شوم

می خواهم با تو همنشین رب مهربانم باشم

اصلا اجازه هست همراهیت کنم با عشق ؟!



 
  نوشته شده توسط گل دختر در شنبه هفتم تیر ۱۳۹۳

 




 
 
57
 

با همه چیز درآمیز

و با هیچ چیز آمیخته نشو

در انزوا، پاك ماندن

نه سخت است

و نه با ارزش



 
  نوشته شده توسط گل دختر در شنبه هفتم تیر ۱۳۹۳

 




 
 
56
 
بی خودی نیست که خدا اون مقامای بالا و اون بشارت های قشنگشو به صابرین داده

خیلی هنر کردی اگه دلت یه دنیا از دست کسی پر باشه یه دنیا بغض خفه ات کنه

و بتونی غیبتشو نکنی



 
  نوشته شده توسط گل دختر در سه شنبه سوم تیر ۱۳۹۳

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

.............. مطالب قدیمی‌تر >>
 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by goldokhtar313
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

 

.:: About ::.

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
چت روم
سداد
چسب زخم های ذهن یک خرداددی
نقطه چین تا خدا
2 نفره های من
رفیق توپ
من و چادرم
آویژه
به نام تنها امید
سطر سفید
نون و القلم
جهاد در جهاد
طلبه قرن 21
حرف هایی برای نشنیدن
...بوی پیراهن خونین کسی می آید...
شاید شب
یار دبستانی من
ما هستیم باولایت تا شهدت تا قیامت
سنگر مجازی افسران جنگ نرم
زندگی
جهاد فرهنگی
آن ها
نمی از یم

.:: Others ::.

.:: Archive ::.

هفته دوم اسفند ۱۳۹۳
هفته چهارم بهمن ۱۳۹۳
هفته چهارم دی ۱۳۹۳
هفته سوم دی ۱۳۹۳
هفته دوم دی ۱۳۹۳
هفته دوم مهر ۱۳۹۳
هفته اوّل مهر ۱۳۹۳
هفته چهارم شهریور ۱۳۹۳
هفته چهارم مرداد ۱۳۹۳
هفته چهارم تیر ۱۳۹۳
هفته اوّل تیر ۱۳۹۳
هفته چهارم خرداد ۱۳۹۳
ادامه ی آرشیو ماهانه