نگاه زیبا،تقکر زیبا را می پرورد و تفکر زیبا زندگی زیبا را به دنبال دارد..


تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ | 18:2 | نویسنده : گل دختر |

وقتی بچه دار می شوید ، اجازه میدهید بخشی از قلبتان تا ابد بیرون از سینه بتبد...



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 16:19 | نویسنده : گل دختر |

زن شکسته ترین و خمیده ترین ایستاده دنیاست

 

پی نوشت :

خدایا شکرت که من رو زن افریدی

در زن بودن لذت ها و مقامی هست که یک مرد از اونا محرومه



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 20:45 | نویسنده : گل دختر |
چقدر دلم برای دوران بارداریم تنگ شده

چقدر شیرین بود

حس اینکه یه موجود کوچولو درونم اروم اروم رشد میکنه

روزایی که تالاپ تولوپ قلبش رو احساس میکردم و ذوق میکردم

برای وقتایی که جلو اینه خودم و کوچولومو باهم میدیدم

وقتایی که با احساس تکون خوردناش براش توحید میخوندم

وقتایی که با صدای بلند براش قرآن میخوندم و قربون صدقه ش میرفتم

وقتایی که به عشقش خودمو تقویت میکردم

الان وقتی دست میذارم به شکمم چقدر جای خالیشو احساس میکنم

انگار یه تیکه از وجودمو کنده باشند

لحظه تولدش با وجود درد خیلی زیاد لبخند میزدم

شیرین ترین سختی دنیا بود برام

خدارو شکر

دخترم مثل فرشته ها اروم و قشنگ تو بغلمه

خیلی بهش وابسته م

ساعتها فقط بهش نگاه میکنم

خیلی تلاش کردم تو بارداریم هرکاری از دستم بر میاد براش بکنم

هر کاریکه تو ریحانه بهشتی نوشته بود

اما بازم احساس میکنم خیلی در حقش کوتاهی کردم

دخترکم همه تلاشم اینه برات بهترین باشم

و توام بهترین بشی

 



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 20:42 | نویسنده : گل دختر |
صبح دم اذان از خواب پا میشم

یه نگاه به راست

همدمم و مونسم رومیبینم اروم خوابیده

چقدر دوسش دارم

چقدر بابا شدن بهش میاد

یه نگاه به چپ

عروسک قشنگم ناز خوابیده

خدایا واقعا بهشتت قشنگ تر از اینه ؟؟؟

 



تاريخ : دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ | 11:56 | نویسنده : گل دختر |
حتی تصورشم رو هم نمیتونستم بکنم که مادر شدن انقدر احساسش خاص باشه

لحظه در اغوش کشیدنش ، شیر دادنش ، خندیدن هاش ،وقتی تو چشمام ملوسانه نگاه میکنه

وقتی فقط اغوش من ارومش میکنه ، همه ی اینها خاص ترین وناب ترین احساس هاییه که تو عمرم داشتم

خدایا بازم شکر



تاريخ : دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ | 11:48 | نویسنده : گل دختر |
17 فروردین خدا با هدیه ی اسمونیش غافلگیر والبته خوشحالمون کرد

بعد از نه ماه انتظار دختر کوچولومون رو دیدیمو و در اغوش گرفتیمتم

عزیز دلمون سالم و خوشگل بود مثل یه گنجشک خواستنی و مظلوم

خدای قادر من شکرت شکرت هزار بار شکرت

 

 

 



تاريخ : دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ | 11:44 | نویسنده : گل دختر |
استاد گرانقدر رحیم پور ازغدی می گفت:

هیچ جا مثل ایران نیست

که اکثر مردمش عقده دکتر و مهندس و ایت الله شدن داشته باشند

فقط عقده دارند همین

خب این همه دکتر و ایت الله شدیم

که چه ؟

وقتی همین الانش دکتر ها و... عرضه مدیریت مشکل های جامعه مون رو نداریم

وحتی تو زندگی شخصیمون شیعه انگلیسی هستیم....



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 12:5 | نویسنده : گل دختر |
قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی،
ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی،
خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی ...



هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم
تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم
این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟


قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم،
از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم



بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود
باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند.



قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن،
طبقه روی طبقه برویم بالا



قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد
بی شک این همه کامپیوتر و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده ...

 
تا به حال بیل زده‌اید؟
باغچه هرس کرده‌اید؟
آلبالو و انار چیده‌اید؟
کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟
آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست.


این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،
برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان،
برای خیره شدن به جاریِ آب شاید،
اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.


قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند.
آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً،
که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم
و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.


من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان،
بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه ‌زنده بودن مان.
 


قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، 
این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.



قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم.



قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم.


قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی
یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.



قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن
و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم ...



چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای
که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده !



آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا ...


تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 12:0 | نویسنده : گل دختر |
سر تا پایم را خلاصه کنند

می شوم "مشتی خاک"

که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه

یا "سنگی" در دامان یک کوه

یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس

شاید "خاکی" از گلدان‌

یا حتی "غباری" بر پنجره

 

اما مرا از این میان برگزیدند :

برای" نهایت"

برای" شرافت"

برای" انسانیت"

و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :

" نفس کشیدن "

" دیدن "

" شنیدن "

" فهمیدن "

و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید

من منتخب گشته ام :

برای" قرب "

برای" رجعت "

برای" سعادت "

من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:

به" انتخاب "

به" تغییر "

به" شوریدن "

به" محبت "

 

وای بر من اگر قدر ندانم…



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 14:54 | نویسنده : گل دختر |
هیچ چیز زیباتر از تموم شدن یه کابوس همیشگی نیست

تموم شدن یه غصه بزرگ طولانی

خدای قادر

شکر



تاريخ : جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ | 12:52 | نویسنده : گل دختر |
ارزش من تو زندگی خیلی بیشتر از اینه که هر کی ذهنمو مشغول کنه و منم بشینم. پشت سرش غصه بخورمو و غیبت کنم ،ارزش من خیلی بیشتر از اینه که با هر کی معاشرت داشته باشم آآآره اینجوریاس

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ | 23:31 | نویسنده : گل دختر |
زیاد خاکی نشم با همه ارزششونو ندارن ، زیاد نباشم کم باشم اما خوب باشم ، با همه نباشم فقط با کسایی که قبلش خوب بشناسمشون و بشه رو صداقتشون حساب کرد ، سرم تو لاک خودم باشه ، غیبت نکنم ، رو هیچ کس حساب باز نکنم انتظارم نداشته باشم ، کلا دودی و دوستی با خیلی ها مگر خواص ، به قول یکی تو خونه تکونی امسال دلم خیلی ها رو بریزم دور، فقط الکی ذهنمو اشغال کردند

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ | 23:26 | نویسنده : گل دختر |
ما را به دعا کاش فراموش نسازند / رندان سحر خیز که صاحب نظرانند.......الله اکبر از قدرت خدا، دواز ده ونیمه شبه اما حیاط خونه ما روشنه روشنه چه برفی میاد...امشب دلتنگم خیلی...یاد یار سفر کرده ، کرده ام یا صاحب الزمان التماس دعا...

تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 0:22 | نویسنده : گل دختر |
 دیریست که آواره ی دشتی آقا /

                                    رفتی و دوباره برنگشتی آقا /

 شاید که تو آمدی و دیدی خوابیم /

                                    از خیر تماممان گذشتی آقا...


تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 0:14 | نویسنده : گل دختر |
کلام امیر : خدا را ، خدا را ، مبادا شکایت نزد کسی برید که نمی تواند آن را بر طرف سازد و توان گره گشایی از کارتان ندارد! خطبه 105 نهج البلاغه

تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ | 17:36 | نویسنده : گل دختر |
سرنوشت دنیا ، دست گروهه 5 + 1 نیست . اختیار جهان هستی به اذن خدا در دست 5 تن آل عبا + 1 مهدی فاطمه س است... جهت سلامتی و ظهورشان صلوات.

تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ | 17:32 | نویسنده : گل دختر |
یک قوم نکوشیده رسیدند به مقصد... یک قوم دویدندو به مقصد نرسیدند پی نوشت: کاشکی منم بلد بودم از این میانبرها ...

تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ | 17:26 | نویسنده : گل دختر |
چقدر زود دیر میشه ، چقدر زود بزرگ شدیم و پیر می شیم ، چقدرلحظه ها تند می گذره و متاسفانه از هم دور و دورتر میشیم ، و چقدر وقتی همدیگه رو از دست میدیم دلتنگ میشیم و دیگه چاره ای نیست ، چقدر قدر خیلی چیز هارونمیدونیم و وقتی رفتند از کنارمون دیگه امون از دلتنگی ،امون از پشیمونی. ....آه که چه قصه ی سردی...

تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ | 0:12 | نویسنده : گل دختر |

اینجا داره برف میاد هههههههههههههههههههههووووووووووووووررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا



تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ | 14:59 | نویسنده : گل دختر |